
آری ! یکی را دوست میدارم ، آن را احساس کردم در قلبم او همان ستاره درخشان آسمان شبهای دلتنگی و تیره و تار من است او همان خورشید درخشان آسمان روزهای زندگی من است یکی را دوست میدارم آری ! او همان مهتاب روشن بخش شبهای من است قلبم او را دوست میدارد و من هم تسلیم احساسات پاک قلبم میباشم یکی را دوست میدارم !
همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خوابم آمد و مرا با خود به دشت دوستی ها برد…او همان فرشته ای است که با بالین سفیدش مرا به اوج آسمان آبی برد و مرا با دنیای دوستی و محبت آشنا کرد یکی را دوست میدارم !
همان کسی که هر شب قصه لیلی و مجنون در گوشم زمزمه میکرد و مرا به خواب عاشقی می برد یکی را دوست میدارم ! همان کسی که مرا آرام کرد و معنی دوستی را به من آموخت…اینک که من با او هستم معنی واقعی دوست داشتن را فهمیدم او مثل ابر بهار زود گذر نیست !
او برایم مانند یک آسمان است که همیشه بالای سرم می باشد…آسمانی که زمانی ابری می شود
چشمهای من هم از دلگیری او بارانی می شود آری ! تو برایم مانند همان آسمانی…یکی را دوست میدارم ! او دیگر یکی نیست او برایم یک دنیا عشق است
پس بمان ای کسی که تو را دوست میدارم ! بمان و تسلیم احساسات پاک من باش
می خواهم با تو تا آخرین نفس بمانم!!! می مانم تا زمانی که خون عشق در رگهای من جاری است!!!
|